پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
266
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
چنين پيداست كه الكساندر از ارسطو نه تنها دانشهاى اخلاقى و سياسى فراگرفته بلكه از دانشهاى ديگر او نيز بهره يافته كه بسى ژرفتر و دشوارتر مىباشد و خود فيلسوفان آنها را دانشهاى ژرف و دشوار ناميده تنها با گفتگوهاى زبانى به كسان آموخته و آزموده ياد مىدهند و هيچگاه راضى نمىشوند كه هركسى از آنها آگاهى يابد . زيرا الكساندر هنگامى كه در آسيا بود و شنيد ارسطو گفتارهايى از آن گونه دانشها نگاشته و ميان مردم پراكنده ساخته نامهاى با زبان ساده به او نوشته و در آنجا از فلسفه گفتگو كرد و اينك عبارتهاى نامه او : از الكساندر به ارسطو درود . شما نيك نكرديد كه كتابهاى خود را درباره دانشهاى زبانى ميانه مردم پراكنده نموديد . زيرا ما ديگر با چه چيز مىتوانيم به مردم فزونى جوييم ؟ پس از آنكه شما چيزهايى را كه ما ياد گرفته و ويژه خود مىشماريم در دسترس همگى مردم گزارديد ؟ من به نوبت خود مىنويسم كه من برتر مىشمارم نه از راه توانايى و پهناورى پادشاهى خود بدرود . ارسطو نيز با اينكه خود را از آن حس برترىجويى كنار مىكشد ، پراكنده كردن اين دانشها و پراكنده نكردنش را يكسان مىشمارد . چه اگر راستى را بخواهيم كتابهاى او در عالم حكمت با شيوه خاصى نگارش يافته كه هر كس از آنها بهرهمند نمىتواند بود ، بلكه خود ياداشتهايى است براى فهميدن كسانى كه از پيش از آن در زمينه آنها آگاهىهايى در دست داشتهاند . هم بىگفتگو است كه الكساندر علاقهاى را كه به طب داشت از آميزش با ارسطو پيدا كرده بود و او نه تنها طب را مىدانست بلكه آن را به كار هم مىبست كه هر زمان كه يكى از همراهان او بيمار مىشد براى ايشان دستور خوراك و پرهيز مىداد . نيز درمان براى بهبودى ياد مىكرد . چنان كه ما در نوشتههاى او اين را مىيابيم . نيز او ميل به خواندن و ياد گرفتن را در نهاد خود داشت و چنان كه اونيسيكريتوس « 1 » خبر مىدهد . هميشه نسخهاى را از اليادهء هومرس كه ارسطو آن را تصحيح كرده بود و « نسخه صندوق » مىناميدند همراه خود داشت و آن را با خنجر خود شبها زير بالين مىگذاشت و پيوسته مىگفت كه اين كتاب گنجينه همراه برداشتنى است كه همگى دانشها را دربارهى جنگ دربردارد .
--> ( 1 ) . Onescritus